پایان 23 ماهگی و مسافرت شمال
روز 28 مرداد ساعت 06:00 صبح حرکت به سمت گیلان (چمخاله) گل پسرمون و از توی خواب بلند کردیم و با جمع کردن وسایلمون از خونه زدیم بیرون ولی طولی نکشید که شما ام از خواب ناز بیدار شدی و خیلی سرحال منتظر رفتن بودی توی ماشین اذیت نکردی فقط یه کم حالت بد شد که طبیعیه و زودیم خوب شدی و بازی و شیطنت شروع شد فکر میکردیم از دریا خیلی خوشت بیاد و کلی هیجان زده بشی ولی بر خلاف تصورمون خیلی ام ترسیده بودی و دوست نداشتی بری تو آب جالب این بود که بقیه ام که میرفتن میترسیدی و میگفتی بیان بیرون همش لب دریا بودی ولی بالاخره روز آخر خودم دستت و گرفتم و با هم یه کم تو آب راه رفتیم چون باهات بودم نترسیدی آروم آروم خوشت اومد و نشستی توی آب , دستت و کردی توی شن و...
نویسنده :
مامانی امیرحسین جونی
2:40




